تبليغاتX
هیسسسسس.. .. .. .. .. سکوت!
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است از حرکات ناکرده،اعتراف به عشق های نهان و شگفتی های بر زبان نیامده

با نگاهش دلم لرزید ؛

یه آشفتگی تو چشاش بود

با یه لرزش و خستگی تو صداش ...

خیلی زود رفت ...

چقد دلم خواست دستاشو بگیرم تو دستام ...

پیشونی شو ببوسم و بهش بگم :

خسته نباشی مرد کوچک گلفروش !

محمدکبیر

+ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391| |محمد| |
میزی برای کار...

    کاری برای تخت...

        تختی برای خواب...

            خوابی برای جان...

                جانی برای مرگ...

                    مرگی برای یاد...

                        یادی برای سنگ...

                            این بود زندگی...!!

"زنده یاد حسین پناهی"

+ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391| |محمد| |
دلم یه ساز میخواد اونم از نوع پیانو !!! .... 

یا یه حیوون خونگی از نوع سـگ !!! ....

شاید خیلی عجیب باشه !


دلم آهنگ دلتنگ داریوش رو هم میخواد !


امروز چه دلتنگم ...

مبهوت و کبود و گس !

بر حضور مجروحم ؛ چه فاخته چه کرکس ...

چه سرخ خیابان و چه قهوه ای کوچه

شکل سایه ابرم ؛ بودنی سیاه و بس ...


+ چهارشنبه سی ام فروردین 1391| |محمد| |

شب آخر سال نود ....

ساعت 2 و خورده ای بامداد ...

کمتر از نصف روز به سال جدید مونده ...

خسته ... خیلی خسته ...

توی خیابون خلوت راهنمایی! ...

برای تشکر از یه نفر کاری به جز این به ذهنم نرسید ...

قرار گذاشته بودم واسه سپاسگذاری ...

شاید کمترین کاری که میتونستم بکنم ...

یه دور خوندنه آلبوم باهاش ...

خیلی لذت بخش بود ...

هدفونم تو گوشم ...

صداشم زیاد !!!

هر چی دوس داری در موردم فکر کن !!

با شروع اولین آهنگ و شنیدن صدای شاملو یه حسی بهم دست داد ...

"سکوت سرشار از سخنان ناگفته است از حرکات ناکرده اعتراف به ....

اشک تو چشام جمع شد اما ...

اما گمونم باعث از بین رفتنش اونی بود که از کنارم رد شد !! دوس داشتم میافتاد پایین از چشمم اما نشد! ...

یاد روزایی افتادم که باهاش "زندگی" کردم ...

میخوام از اینکه گفتم باهاش "زندگی" کردم به راحتی نگذری و به زندگی فکر کنی ... چون خیلی "زندگی" بود!

معمولا 15 دقیقه ای میرسم خونه ! اما میخوام دیرتر برسم !!!

قدمامو آروم تر برمیدارم ...

مهم ترین نقش و تو شکل گرفتن امسالم داشت ... شخصیتم ...

شروع میکنم خوندن باهاش ...

" فردای من خیلی وقته که گذشته ازش ؛ آب شد و ریخت روی گونه های من ... مثه دونه های برف ...

مهم نیست چی میشه بعدش !! این مهمه که هنـــــــوز  زنــــدم ...

بی پروا صدامو آزاد میکنم ...

احتمالا پستم طولانی میشه ! کاش حال خوندنشو داشته باشی ...

* جالبــــــــه !!

" هنوز تو ضبط ماشینم هایده میخونه !   یه چیزایی هست که فقط آینه میدونه

و در آخر ...

رپــــــ فارس چیزیه که من میخونمو

رپ ! اون چیزیه که من میدونمو

فارس ! اون چیزیه که من میمونمو 

جاده م خالیه فقط من میرونمو

خیلی جالـــــبه !! ....

 

سعی میکنم زیاد حرفامو کش ندم نمیخوام خسته شی !

پس :

* یک !

      دو !

        سه !

           چهار !

من به دنیا اومدم تا که بگم اینجا خیلی چیزارو خیلی رک !

کار دیگه ای هم ندارم زندگیمم شده خیلی جوک !

 

شبا یه چیزایی میبینم که خراب میکنه روزمو

روزا یه چیزایی میبینیم که خراب میکنه روحمو !

اینم شده کار هر روزمو ! به خودم میگم که یه کوهمو

این چیزا که میبینم اثری نداره روم حتی سر سوزنو !! ...

اما حقیقت دقیقا چیزه دیگه ست !! 

 

* از من بپرس !!

قصه ی عجیب و غریب منو از من بپرس !

مرگ با ضریب صد و از من بپرس !

داری شبای خیلی خوبی توی زندگیت

رنگ شبای بد و از من بپرس ... 

 

دلم پاکه ! مثه حس تو دل یه خدشه

دقیقا مثه پاکیه دل یه بچه !

هر کاری میکنم که عقده هام کم شه 

تلاش های بی اثر و از من بپرس !

 

* منو ببخش *

من میگم حالم خوبه تو باور نکن !

جز خدا کسی رو داور نکن

واسه من به هر حال فرقی نداره

ولی منو ببخش اگه تلخه حرفام ...

 

سهم من و تو از خورشید لحظه ی غروبه

این زندگی حق نیست کل ش یه دروغه !

میگن حرفای من تاریک و سیاهه

پر از ناامیدی مثه شعرای فروغه !

من و ببخش اگه اینو نمیدونم

که کنار حقیقت امثال شما زنده نمیونن 

اگه روزی بفهمم کسی بیشتر از من راست میگه دیگه نمیخونم !

 

منو ببخش !

مثل برگ تو مسیر باد هر طرفی بـوزه راه میری

منو ببخش اگه فریاد میزنم که مسیرت غلطه داری اشتباه میری ! ... 

 

* در نرو !

پیش خودت میگی هر چی که بود رفت !

اول تولد بعد مدرسه ؛ دانشگاه ؛ زن و بچه ! و بعد میافتی میمیری

بگو به من اینه زندگیه خوب نه ؟؟!! ...

 

خونه های این شهر یه روز سقف داشت بالاش

جنازه نمیدیدی تو سطل آشغالاش !

زندگی اینه باعث صدمه ی تو

نه مثه سریــالای چرت شبکه ی دو ....

 

حالا یه سوال دارم ازت آدم تویی ؟؟!!

چرا عادت داری همش عادت کنی ؟؟!! 

 

* یکی طعمه س ! یکی گرگ  !

 

خوب نیست وضعیت مادیم !

ندارم بنز بی ام و  تو پارکینگ

ندارم پول توی حساب بانکیم !

 

* نسل من

اشخاصی مثل من در یک جریان دیگه ای هستن ! وابسته به یک طبقه ی دیگه ای هستن و از نسل دیگه ای هستن و از اصل دیگه ای ؛ با فرهنگ دیگه ای ؛ افکار و اندیشه های دیگه ای ، نهضت ها و جریان های فکری و اجتماعیه دیگری  و دنـــــیای دیگری  !

من وقتی مرد شدم

که پر درد شدم

ظاهر آدما خوب و همه تو زرد شدن

تا اینکه خواستم که این اتفاق و درک کنم از توی آدمای اجتماعم طرد شدم !

 

"امیدوارم هنوز راغب باشی واسه خوندنه ادامش !! یه سورپرایزم دارم ! "

 

** به چی اعتقاد داری ؟؟!

به چی اعتقاد داری به عشق یا نفرت ؟

به چی اعتقاد داری به علم یا ثروت ؟

به عشقای قدیمی یا کینه های نو

به جیب های خالی یا سینه های پر 

به چی اعتقاد داری به نوح یا که مسیح ؟

به علی ، حسن ، حسین ؟ یا 9 تای بعدی

به قناری تو قفس یا کلاغای آزاد

به خوندنه درس یا پـول توی بازار ؟

 

تو رو به هر چی اعتقاد داری ، تو رو به هر کی که بهش اعتماد داری قسم ! ناراحت نشو ازم !

فـقــــــــط  آزاد  باش

مهم نیست که به چی اعتقاد داری ....

 

*خورشید خانوم !

 

منم ساکن یه شهر

یه مسافر غریب تو خونه

وارث یه درد

از چیدن سیب درخت تو آسمونت ...

 

* یه حس 

 

خوشی مال تو و کلی غم مال من

هر روز مال تو و هر شب مال من

بقیه ی عمر من مال تو باشه و

یه گوشه از دل بچه ت مال من !

 

و ......

* یاغی !!

" سورپرایز من به همین قسمت مربوط میشه ! "

من اون شیطونم که جلو هیچ آدمی تعظیم نکرده

رونده شد ! ولی توی کاری که میکنه هیچ وقت، هیجا، تردید نکرده ...

 

یه تیکه ی کوچیک اول این آهنگ و خودم خوندم ضبط کردم ! اینم لینکش !

البته با اجازه ی بهرام !



* عجیـــب

 

یه جای خوب 

یه جای توپ !

یه جایی که دشمن نباشه جای دوست !

بشه بود

بشه موند

بشه خوب بود آره !

بشه خوب موند توش !

یه جایی که تو بندرش ماهی گیر نباشه و

پشت سنگرش توپ و تیر نباشه و

توی جنگلش روباه و گرگ سلطان جای شیر نباشه و

من ! برم یه جایی که بشه نفس کشید

یه شهری که نشه روش قفس کشید

یه جایی که یه آدمی مثل من امیدوارم باشه که با حرفش یکم عوض بشی !

 

 و

 

* آخرین آهنگ

 

من میمیرم مثه مرد

تو زندگی کن مثه ترسو ها

آخرش تو یه جای سرد بخواب

اما لالایی های منو تو گوشات نگه دار !

 

راز باش ولی فاش نشدنی

تو قفس باش ولی رام نشدنی

پاک باش ! حتی اگه دوس داری عکس همه باش ولی قاب نشدنی !

 

مثل آدمای بد ، خوب حرف نزن !

                                                                                                 "بهرام"

 

                  ________در این سکوت حقیقت ما نهفته است ، حقیقت تو و من ! ________

 

 

امیدوارم انتظار تموم شدنشو نکشیده باشی !

نزدیک خونم دیگه !

صدام دو رگه شده !

یه حس آروم دارم

انگار سبک شدم ....

 

"بــــــــــــــــــهرام"، محمدکبیر

 


+ پنجشنبه سوم فروردین 1391| |محمد| |
گفت آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه

گفت در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست !



پ ن : نوروزتون مبارک ؛ سال خوب و پر برکتی رو داشته باشید ایشالله و سالم و سلامت به چیزهایی که میخواین برسین..... آمیـــــــن

پ ن : سال نود سال خوبی بود و البته پر فراز و نشیب خدا رو شکر میکنم بابت همه ی روزاش که همراهم بود :)
و لطفایی که بهم کرد ؛ خیلی پربار بود در کل ..... اما زود گذشت !! واقعا زود گذشت !

پ ن : هنوزم میشه عاشق بود ، تو باشی کار سختی نیست ....

پ ن : سر سفره ی عیدتون وقتی چشماتونو میبندین واسه خیلیا دعا کنین از بی پولش گرفته تا بی خونه و مریضا و ...خیلیا که خیلی مشکلات دارن
یا حق
محمدکبیر

+ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390| |محمد| |
ازم نپرس از این و اون چه خبر

اول ازم بپرس از خودت چه خبر ؟!

چون جواب این سوالت رو هم نمیدونم !!



پ ن : این نیز بگذرد ....

پ ن : ببین تمام من شدی ... اوج صدای من شدی ....بت منی شکستمت .... وقتی خــــدای من شدی !

عذر خواهم از همه ی دوستانی که اومدن وبم و من نرفتم وبشون "جبران میکنم" :)

محمدکبیر

+ یکشنبه هفتم اسفند 1390| |محمد| |

هر کی بعد یه مدت طولانی میبینمون میگه ماشالا چه بزرگ شدی !!!!

اما نمیدونم به اینم فک میکنه که بزرگ شدیم ، بزرگم شدیم ؟؟!!

محمدکبیر

+ یکشنبه دوم بهمن 1390| |محمد| |



به اشتیاق اینکه باد از گونه ی تو بگذره

لبای بی قراره من به باد بوسه میزنه



+ چهارشنبه چهاردهم دی 1390| |محمد| |